صائن الدين على بن تركه

123

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

دارد . ص 43 ، س 21 : أتيت بيوتا لم تنل . . . : به خانه‌هايى آمده‌اى كه از پشت آنها بدانها نمىرسى و در آن خانه‌ها نيز از كوفتن امثال تو مسدود است . شعر از ابن فارض است . ص 44 ، س 2 : فَنَذَرُ الَّذِينَ . . . : آنان را كه اميد به ديدار ما ندارند وامىنهيم تا در سركشى خود فروروند ( يونس 10 / 11 ) . ص 44 ، س 4 : إِذا جاءَ نَصْرُ . . . : آنگاه كه يارى و پيروزى خدا آمد ( النصر 110 / 1 ) . ص 44 ، س 5 : وَ رَأَيْتَ النَّاسَ . . . : و مردمان را ديدى كه گروه گروه به دين خدا در آمدند ( النصر 110 / 2 ) . ص 44 ، س 12 : چو در سنبل چرد . . . : شعر از خسرو و شيرين نظامى ، ص 277 است . ص 44 ، س 14 : أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ . . . : به هر چيزى آفرينش شايسته بخشيد و سپس هدايتش كرد ( طه 20 / 50 ) . ص 45 ، س 3 : پاى درين بحر . . . : شعر از مخزن الاسرار نظامى ، ص 127 است . ص 45 ، س 5 : هو الحبّ فاسلم . . . : عشق است آن ! درونت را از او دور دار كه عاشقى آسان نيست . هيچ بيمار عشقى اگر خرد داشت عشق را بر نمىگزيد . شعر از ابن فارض است . ص 45 ، س 11 - 12 : أيّها المنكح الثريا . . . : اى كه ثريّا را به عقد سهيل درآوردى خدايت عمر دهاد چگونه آن دو به هم توانند رسيد ؟ ثريا هنگامى كه در آسمان بالا رود شامى است ( از سمت شام طلوع مىكند ) و سهيل آنگاه كه برآيد يمنى است . گويا ثريا معشوق شاعر بوده و سهيل مردى از يمن كه با او ازدواج كرده است . شعر از عمر بن ابى ربيعه است اما در ترجمان الأشواق ابن عربى هم آمده است ( ص 86 ) . ميبدى در تفسير كشف الأسرار ، ج 1 ، صص 93 - 94 به اين شعر اشاره كرده است ، با توجه به تاريخ تأليف كشف الأسرار ( 520 ه . ق ) ، قطعا اين شعر نمىتواند از ابن عربى ( متولد 560 ه . ق ) باشد . ص 45 ، س 13 : إِنِّي أَعْلَمُ . . . : من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد ( البقرة 2 / 30 ) . ص 45 ، س 14 : نَحْنُ نُسَبِّحُ . . . : ما با حمد تو تسبيح مىگوييم و تو را تقديس مىكنيم ( البقرة 2 / 30 ) .